السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

321

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

ندارد و با توجه مختصر معلوم مىشود كه شهادت در اين روايت‌ها به حفظ و كتابت ، قابل تأويل نمىباشد . 2 - لازمهء اين تفسير اين است كه جمع‌كنندگان قرآن آياتى را كه در نزد اشخاص بوده ولى نوشته نشده بود ، وارد مصحف نمىكردند ، گرچه قرآن بودن آن‌ها از راه تواتر ثابت بود و برگشت اين مطلب به اين است كه قسمتى از قرآن كه قرآن بودنش با تواتر ثابت نگرديده بود ، در قرآن نوشته شده است . 3 - آيه‌اى را كه مىخواستند بنويسند ؛ اگر با تواتر ثابت بود ، ديگر نيازى به حفظ و كتابت نداشت و اگر به وسيلهء تواتر ثابت نبود ، با حفظ و كتابت نمىتوانستند آيه بودن آن را ثابت كنند و در قرآن وارد سازند ، بنابراين در جمع‌آورى قرآن ، حفظ و كتابت ، كوچك‌ترين فايده و اثرى نداشت تا شرط پذيرش آيات قرآن بوده باشند . خلاصه گفتار اين كه ، اين روايت‌ها با اين گونه تأويلات قابل پذيرش نمىباشند و به جز دور انداختن آن‌ها چارهء ديگرى نيست زيرا از اين روايت‌ها چنين بر مىآيد كه آيات قرآن از راه غير تواتر نيز پذيرفته شده و در قرآن جمع‌آورى مىگرديد و بطلان اين سخن به اجماع مسلمين و در نزد تمام مسلمانان روشن و مسلم است . اجماع مسلمانان به عدم زيادت در قرآن اگر روايت‌هاى جمع‌آورى قرآن بعد از دوران پيامبر را بپذيريم - چنان كه طرفداران تحريف مىگويند - و از اين طريق راهى براى احتمال تحريف در قرآن بگشاييم ، در اين صورت فرقى نخواهد داشت كه اين تحريف از راه نقصان باشد يا زيادت و احتمال تحريف به هر دو معنا به قرآن راه خواهد يافت ، زيرا وقتى كه در جمع‌آورى قرآن ، خود پيامبر ، آن كسى كه قرآن به او فرودآمده است ، نظارت مستقيم نداشت و ديگران با حدس و گمان سخنانى را مىتوانستند وارد قرآن كنند ، در اين صورت ممكن بود كه سخنانى را هم اشتباها به نام آيه قرآنى به قرآن اضافه كنند ، در صورتى كه مسئله زيادت را در قرآن كسى از مسلمانان نمىپذيرد و به اجماع تمام مسلمانان زيادتى به قرآن راه نيافته است و اين اجماع و اتفاق نظر مسلمين با آن روايات ، تضاد و منافات كامل دارد ، اينجاست كه يكى ديگر از جهات ضعف اين روايات آشكار مىشود . اشكالى و پاسخى : شايد كسى بگويد ، چون قرآن جنبهء اعجاز دارد با سخنان ديگر مشخص است و هر سخنى كه از